تبليغاتX
سیاره ی سبز

اصول نگهداری صحیح از فنچ

فنچها با آواز نازک وچهره ی زیبای خود جزو پرندگان بومی چمنزارهای
استرالیا محسوب می شوند که دارای قابلیت زادوولد بسیار آسان و راحتی
بوده وبه راحتی تکثیر وتولید مثل می نمایند
فنچها در حضور انسانها هرگز دوست ندارند که دست آموز باشند و در دست
انسانها قرار بگیرند یا با فضولی مرتب صاحبانشان روبرو شوندهرگز
نبایستی این پرندگان را با دید کم ارزش بودن یا یک اسباب بازی برای
کودکانمان نگریستوجان این موجودات جاندار را به بازی و شوخی
گرفت.فراموش نکنید که حس زیبای زندگی کردن در تک به تک موجودات
زنده موج می زندوما بایستی با درک نیازها و اصول نگهداری صحیح از
پرندگان بهترین و مناسبترین مکان برای زندگیشان را برایشان مهیا نماییم.
ارزن وکتان عمده ترین واصلیترین دانه ای است که برای زنده ماندن فنچها
الزامی است علاوه براین دانه ها یک رژیم غذایی تکمیلی شامل سبزیجات
تازه از جمله کاهو و اسفناج وشوید ،میوه ی تازه از جمله هویج رنده شده
وسیب به مقدار کم ،تخم مرغ آب پز شده ،پلوی کم روغن،مولتی ویتامین
محلول درآب به مقدار کم و کلسیم در هر هفته دوباربرای تامین ویتامین ومواد
لازم برای داشتن طول عمر بیشتر وبهتر وسریع رشد کردن فنچها لازم
وضروری به نظر می رسد.این جیره ی غذایی به هنگام بچه دار شدن فنچها با
دقت وتوجه کافی وبیشتری باید انجام شود تا جوجه ها قوی ،سالم وسرزنده
رشد نمایند
مولتی ویتامین وکلسیم وسایر ویتامینهای حل شده در آب نبایستی بیش از 24
ساعت در آبدانی پرندگان باقی بماند و بعد از تمام شدن موعد مقرر بایستی با
دقت کافی ظرف آب پرنده را تمییزوشستشو نمود.
باقی مانده ی میوه و سبزیجات وتخم مرغ گذاشته شده برای پرنده رانیز حتما
برای جلوگیری از پلاسیده شدن و جمع آوری میکروب ووارد شدن بیماری به
پرندگان حتما برداشت.
فنچها حمام کردن را خیلی دوست دارند به همین خاطر بایستی در فصول گرم
سال آب نیمه گرم با ارتفاع مناسب با قد پرندگان،در اختیار آنها قرار داد
وبلافاصله بعد از چند دقیقه آب برای استحمام را برداشت.به هیچ وجه
فنچهایی دارای تخم هستند یاجوجه های تازه به دنیا آمده دارند برای جلوگیری
از،از بین رفتن تخم یاجوجه ی پرندگان باید آب برای استحمامشان گذاشت
دمای مناسب برای زندگی کردن فنچها 15 تا24 درجه ی سانتیگراد با نور
کافی ومناسب می باشد لازم است که نگهدارنده ی این پرندگان ،پرنده را
درمکانی بسیار کم رفت وآمد قرار بدهد تا پرنده احساس راحتی وآرامش
نماید.بهتر است با تاریک شدن هوا چراغها را هم خاموش نماید .در طول شب
نیز اگر چراغهای خانه روشن ماند برای خاموش کردن چراغها واجب است
به آرامی وبا احتیاط این کار را انجام داد وکمی نور وروشنایی کم از طریق
شب خواب«چراغ خواب» یا چراغ قوه و... برای جلوگیری از وارد شدن
استرس زود هنگام به پرنده برای پرندگان ایجاد نماید. فنچها مثل دیگر
پرندگان خانگی از نقل مکان وتغییر دادن مرتب مکان زندگیشان بیزار هستند
وحتی الامکان از تغییر محل زندگی پرنده باید اجتناب ورزید.به هنگام داشتن
تخم وجوجه نیز به هیچ وجه نمی بایستی این کار صورت گیرد.
طرز تشخیص نر وماده به این گونه خواهد بود که فنچ نر دارای نوک قرمز
پررنگ در اکثر مواقع دارای دولکه ی قهوه ای دردوطرف سرش وفنچ ماده
نوک نارنجی فاقد نقش ونگارهای زیاد خواهد بود
فنچ هااگر باتغذیه مناسب روبرو شوند زمانی که به سن دو ماهگی می رسند
بالغ می شوندوتوانایی تشکیل خانواده وجفت گیری را خواهند داشت.
جفت گیری وآماده شدن برای تولید مثل زمانی دیده خواهد شد که بهترین
شرایط نگهداری را با موارد ذکر شده برای پرنده بدون هیچ گونه فضولی ومزاحمت برایشان ایجاد نمود
برخی از فنچها ممکن است جفتی که شما برایشان انتخاب کرده اید را نپسندند
بنابراین اگر یک جفت فنچ را بیش از سه ماه در محیط مناسب برای نگهداری
با تغذیه ی مناسب نگهداری نمودید وعلاقه ی جنسی بینشان مشاهد ننمودید
جفتها را عوض کنید جفت گیری فنچها هم بسیار سریع در عرض چند ثانیه
صورت می گیرد.
بعد از لانه سازي ،فنچ ماده معمولا بین 2 تا 6 تخم می گذارد و سپس روي
آنها مي نشيند. سر در آوردن جوجه ها از تخم و دوره خوابيدن روي تخمها
ممكن است 12 تا 15 روزطول بكشد. همه مراحل خانه سازي تا مستقل شدن
جوجه هاي بال و پر گشوده ،تقريباً 2 ماه طول مي کشد.در این مدت چنانچه
ذکر شد به جیره ی غذایی پرنده بیش از گذشته بایستی توجه نمود وغذاهای
مکمل و تقویتی ذکر شده را هرروز در اختیار پرنده قرار داد تا جوجه هایی
قوی وسالم داشته باشید و جوجه ها سریع و مناسب رشد داشته باشند. از دست
زدن ونقل مکان مرتب فنچ ها مخصوصا زمانی که دارای جوجه و تخم
هستند خودداری ورزید تا با ترک جوجه ها وتخمها وبزرگ نکردن احتمالی
جوجه ها توسط پرنده ی پدر ومادر روبرو نشوید.در این زمان بایستی
فضولیها وسرک کشیدنهای متوالی به پرنده به حداقل کاهش یابد تا پرنده با
آرامش ،خاطر جمعی وبه خوبی جوجه ها را بزرگ نماید.درنگهداریشان هم
نمی بایستی هیچ گونه کوتاهی وبیحوصلگی را درخود راه داد.
جوجه را تازمانی که کاملا بزرگ نشده اند و نمی توانند غذا بخورند از پدر
ومادرشان جدانکنید.گاهی اوقات دیده شده که صاحبان پرنده ،جوجه ها را
خیلی زودتر از موعد مقرر از پدر ومادرشان جدا می کنند واین خود باعث
ناراحتی وافسردگی پرنده ی پدر ومادر وضعف وعقب ماندگی جسمانی جوجه
ها می شود پس حتما جوجه ها را در زمان مناسبی که به دان خوردن افتاده اند
و پرنده ی پدر ومادر هم به آنها بی توجه شده است جدا فرمایید. لانه ی فنچها
راهم در ارتفاع کوتاهی در میله های میانی قفس نصب کنید تا در صورت
اینکه جوجه های تازه به دنیا آمده از لانه به پایین افتادند آسیب جدی نبینند.
تا می توانید قفس پرنده را بزرگ خریداری کنید یا در محیطی باز وبزرگ
از پرنده یتان نگهداری کنید تا احساس آرامش و آزادی بیشتری درپرنده ایجاد
شود. البته به این نکته هم اشاره شود که فنچ پرنده ای بسیار ضعیف است
ودارای شرایط زندگی ویژه ای است که نمی تواند به صورت کاملاآزادانه در
موقعیت جغرافیایی ایران زندگی کند و آزاد کردن این پرنده در طبیعت یا
کوچه وخیابان برابر است با مرگ زجرآور این پرنده در همان دقایق اول
آزادی . پس نمی بایست به فکر آزاد کردن این پرنده زیبا بود ، در مقابل
بسیاری از پرندگان قفسی مثل بلدرچین وسهره و... می باشند که جای اصلی
آنها محبوس بودن در قفس نیست و باید آزادانه به زندگیشان ادامه بدهند وذاتا
پرندگانی آزاد هستند. چه زیباست که به این امر توجه داشته باشیم به فکر آزاد
سازی پرندگان اسیر شده درقفس همچون بلدرچین وسهره که قادر به زندگی
در بیرون از محیط قفس هم هستند بپردازیم

یک جفت فنچ جفت خورده



 

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در سه شنبه 12 خرداد1388 و ساعت 13:1 |
خفاش ها قادرند دانه‌هاي گرد و گل هاي مختلف را به مكانهاي كم تراكم برده و باعث پراكندگي جنگل ها و ازدياد آنها مي شوند.

به گزارش خبرگزاري فرانسه بنابر تحقيقاتي كه محققان آلماني انجام داده‌اند خفاش ها موجوداتي هستند كه به احيا و پيشرفت جنگل هاي استوايي كمك فراواني مي كنند، جنگل هاي استوايي نقش عمده اي در تعديل كربن دارند.

همچنين بنا به گفته محققان زماني كه بذر و دانه‌هاي طبيعي دچار كمبود و خطر نابودي جنگل ها را تهديد مي كند خفاش ها قادرند از اين پديده جلوگيري كنند.

بنابراين گزارش خفاش ها با خوردن ميوه ‌ها و همچنين شهر گلها نقش عمده اي در پراكندگي دانه ها و گرد و گلها دارند.

معمولا خفاش ها دانه و گردها را به مكانهاي فاقد جنگل يا كم تراكم حمل مي كنند و با اين عمل بسياري از گونه‌هاي گياهي در همه جا پراكنده و رشد مي كنند
+ نوشته شده توسط Talebzadeh در سه شنبه 12 خرداد1388 و ساعت 12:58 |
 
خفاش ها را بهتر بشناسیم
 
Bat
خفاش با نام علمی Chiroptera
 
 
همانطور که می دانید خفاش ها پستاندار هستند، در واقع تنها پستاندارانی که بال دارند و قادر به پرواز کردن هستند. نام علمی آنها Chiroptera بوده و به معنی "دست های بال مانند" است. بال های خفاش با بال های بقیه پرندگان متفاوت است و به گونه دیگری ساخته شده، اما در عوض پوست بالهای خفاش جنسی شبیه چرم دارد و دارای خاصیت ارتجاعی است که باعث می شود بالهایش در طول استخوان هایی که دست ها و انگشتان خفاش را حرکت می دهند کشیده شود. به شکل مقابل نگاه کنید و ببینید که چگونه بال ها مرتب و ماهرانه اطراف بدن خفاش پیچیده شده اند.

همانند بقیه پستانداران، خفاش ها نیز دندان و مو دارند و برای ادامه زندگی نسل شان بچه می زایند. هنگامی که یک خفاش ماده آماده به دنیا آوردن نوزاد است، موقعیت و حالت قرار گرفتنش را طوری تنظیم می کندکه بتواند به طور عمودی از سرش آویزان بماند، به این منظور که درست در لحظه تولد، بچه اش را با دم خود بگیرد.

بچه خفاش توسط مادرش برای مدتی طولانی پرستاری و مراقبت می شود. خفاش های مادر، بچه هایشان را نزدیک خود نگه می دارند و برای گرم نگه داشتن و حفاظت از بچه هایشان بالهای خود را به دور آنها می پیچند.

در شب، یک نوزاد خفاش، برای یافتن غذا به موهای تن مادرش می چسبد و همراه او می رود. وقتی که وزن بچه خفاش سنگین شود، مادر به تنهایی برای یافتن غذا می رود و آنرا را برای بچه به لانه می آورد. این روش ادامه پیدا می کند تا زمانی که خفاش جوان چهار هفته از تولدش بگذرد و خودش بتواند شروع به شکار کند و به همراه مادر برای یافتن غذا به بیرون از محل زندگی بروند.

خفاش ها در آب و هوای سرد ممکن است در بهار و پاییز کوچ کنند، سرپناهی را در غارها پیدا کرده و به خواب زمستانی بروند. در پاییز، وزن خفاش ها زیاد می شود و لایه ای از چربی به بدنشان اضافه می شود. اگر خفاشی قبل از رسیدن بهار و گرم شدن هوا از خواب زمستانی بیدار شود، به احتمال خیلی زیاد از گرسنگی خواهد مرد. می دانید چرا ؟

به این دلیل که متابولیسم بدن خفاش ها به گونه ایست که وقتی بیدار هستند بسیار سریع ذخیره غذایی شان مصرف شده و به پایان می رسد.

75% از خفاش ها از حشرات و بی مهرگان دیگر تغذیه می کنند. تعداد پشه ها و دیگر حشراتی که روزانه خفاش ها می خورند باور نکردنی است. یک خفاش می تواند هر شب بین 1000 تا 3000 حشره را بخورد!

در نواحی گرمسیری، تنها تعداد کمی از خفاش ها موفق به خوردن قورباغه، ماهی یا پرنده ای کوچک به عنوان غذا می شوند. بقیه خفاش ها شهد گلها را می نوشند، گرده گلها را می خورند و یا از میوه ها تغذیه می کنند. در نواحی گرم و مرطوب مرکزی و جنوبی آمریکا، نوعی خفاش خون آشام منفور وجود دارد که از خون پستانداران و پرندگان تغذیه می کند. اما فراموش نکنید، فقط یک نوع از خفاش ها این گونه هستند.

خفاش ها عملا حیوانات بی آزار و کمرویی هستند. تا جایی که دانشمندی رفتار خفاش ها را به "موش های بزرگ بالدار" تشبیه کرده است.

اصولآ پرندگان بعد از پرواز در جایی فرود می آیند، در حالیکه خفاش ها به جایی آویزان می شوند. هنگام استراحت پرندگان بالهایشان را جمع می کنند، اما خفاش ها بالهایشان را به دور بدنشان می پیچند.

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در سه شنبه 12 خرداد1388 و ساعت 12:56 |
جوندگان در سطح وسيعي به محصولات، قبل و بعد از برداشت خسارت مي زنند. با توجه به اين برآورد مي شود در هر سال ۲۰ درصد ذخاير غذايي جهان توسط جوندگان مصرف يا آسيب مي بيند. جدي ترين مشكلات ايجاد شده توسط جوندگان در زمين هاي كشاورزي بر سر محصولات گرمسيري كشتزارهايي مانند نيشكر، درخت خرما، كاكائو و قهوه و همچنين برنج، ساير غلات و محصولات غذايي اتفاق مي افتد. بطوري كه آب و هواي گرمسيري امكان گسترش گونه هاي زيادي از جوندگان را فراهم مي سازد و عملا جوندگان در هر شرايط آب و هوايي، به غلات و ساير محصولات در انبارها و مزارع حمله مي كنند .

  قديمي‌ترين‌ مطالعات انجام شده در مورد جوندگان ايران مربوط به بلانفورد (Blanford, ۱۸۷۶) است‌ كه‌ در كتابي‌ تحت‌ عنوان‌ Eastern Persia(۱۸۷۶)شرق ايران به‌ چاپ‌ رسيده‌ است. در اين کتاب به وجود رات سياه در بنادر جنوبي و رات قهوه اي در رشت اشاره شده است. اين دانشمند يادآوري مي کند که رات سياه و رات قهوه اي در داخل فلات ايران وجود ندارد. از نظر اين دانشمند رات سياه بوسيله کشتي به سواحل خليج فارس منتقل شده است (Blanford ۱۸۷۶). دو فيليپني نيز به فقدان رات قهوه اي در ايران اشاره کرده است.
پس از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ انستيتو پاستور ايران‌ تلاش‌جديدي‌ را زير نظر پروفسور بالتازار آغاز كرد. يكي از مطالعات انجام شده ‌بررسي‌ شرايط انتقال‌ طاعون‌ در كردستان‌ است‌ که در کتاب جغرافياي جانوري پستانداران نوشته پروفسور گزاويه ميزون(‌ (Xavier Misonne ۱۹۵۹ از انستيتو سلطنتي علوم ‌طبيعي‌ به آن اشاره شده است. اين کتاب توسط مجري اين طرح به‌ مناسبت‌ نخستين‌ همايش‌مطالعات‌ كاربردي‌ بيوسيستماتيك‌ جوندگان‌ ايران‌ در آبانماه‌ ۱۳۸۰ به‌ فارسي‌ انتشاريافت.
نخستين كتاب‌ فارسي در سال ۱۳۴۳ ‌توسط مهندس‌ فيروز تقي‌ زاده‌ در مورد جوندگان‌ مضر ايران‌ و مبارزه‌ با آنها است تأليف شده است. اين‌ كتاب با همكاري‌ مؤسسه‌ تحقيقات آفات‌ و بيماريهاي‌ گياهي‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ و در سال‌ ۱۳۶۶ تجديد چاپ‌ شد‌. در سال‌ ۱۳۶۴ كتاب‌ جوندگان‌ از ديدگاه‌ بهداشتي‌، اقتصادي‌ و نظامي‌ توسط انتشارت‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ انتشار يافت. اين‌ كتاب‌ شامل‌ ديباچه‌ و مجموعه‌ مقالاتي‌ است‌ كه ‌توسط شركت‌ كنندگان‌ در همايش‌ اهميت‌ بهداشتي‌ جوندگان در تير ماه ‌سال‌ ۱۳۶۲ در دانشكده‌ بهداشت‌ دانشگاه‌ تهران برگزار گرديد.

در سال‌ ۱۳۶۹ كتاب‌ موشها گردآوري‌ علي‌ اكبر سپيدار توسط شركت‌ سميران‌ انتشار يافت‌، در اين‌ كتاب‌ به‌ ويژگيهاي‌ زيستي‌ جوندگان‌، خسارت‌، تنوع‌ بيماريها، مبارزه‌ و معرفي‌ سموم‌ پرداخته‌ شده‌ است. در سال‌ ۱۳۸۰ نخستين‌ همايش‌ پژوهشي كاربرد مطالعات‌ بيوسيستماتيك‌ جوندگان در دانشكده ‌علوم‌ دانشگاه‌ فردوسي‌ مشهد برگزار گرديد و روشهاي‌ شناسايي‌ و مطالعه‌ جوندگان‌ و انگلهاي‌ آنها به‌ صورت‌ عملي‌ آموزش‌ داده‌ شد. مجموعه‌ مقالات‌ اين‌ همايش‌ درسال ۱۳۸۳ توسط گروه پژوهشي جونده شناسي دانشگاه فردوسي مشهد به‌ چاپ‌ رسيد. طي ۳ دهه گذشته مقالات متعددي در مورد معرفي گونه هاي جديد جوندگان ايران در سطح جهان منتشر شده و طرح هاي اجرايي، پايان نامه ها و مقالات متعددي نيز توسط محققان داخلي منتشر شده است .

گونه هاي شناسايي شده جوندگان ايران Wilson and Reeder ۲۰۰۵) ) عبارتند از :

۴۳۵۴۷۶۵۷۶۵۷۶۵۷.jpg
خانواده سنجابSciuridae
۱- سنجاب‌ ايراني‌،زيرگونه‌ Sciurus anomalus pallescens
۲- سنجاب‌ نخلي‌ Funambulus pennanti
۳- سنجاب‌ ناخن‌ درازSpermophilopsis leptodactylus
۴- سنجاب‌ زميني‌، Spermophilus xanthoprymnum
۵- سنجاب‌ زميني‌  Spermophilus fulvus 
خانواده‌ بيدستر ( Castoridae )
۶- بيدستر اروپايي‌Castor fiber
خانواده‌ تشي‌ (Hystricidae)
۷- تشي‌ Hystrix indica
خانواده‌ موش‌ دوپا (Dipodidae)
۸- دوپاي‌پنج‌انگشتي‌كوچك‌،Allactaga elater
۹- موش‌ دوپاي‌ ويليامزي‌Allactaga williamsi
۱۰-موش‌ دوپاي‌ پنج‌ انگشتي‌ بزرگ‌ Allactaga euphratica
۱۱- موش‌ دوپاي‌ بلوچي‌Allectaga hotsoni
۱۲- موش‌ دوپاي‌ فيروزAllactaga firouzi
۱۳- موش‌ دوپاي‌ كوچك‌ Pygeretmus pumilio
۱۴- موش‌ دوپاي‌ خراساني‌ Dipus sagitta
۱۵- موش‌ دوپاي‌ سه‌ انگشتي‌ كوچك‌Jaculus jaculus
۱۶- موش‌ دوپاي‌ سه انگشتيJaculus blanfordi
۱۷- موش دوپاي سه انگشتي تالر thaleri  Jaculus
خانواده‌ سنجابك‌ درختي ‌Myoxidae
۱۸- سنجابك‌ درختي‌ Dryomys nitedula
۱۹-اشكول‌ Glis glis
۲۰- سنجابك‌ دم‌ موشي‌ Myomimus personatus  
۲۱- سنجابك‌ دم‌ موشي‌ ايراني‌ Myomimus setzeri
خانواده‌ Spalasidae
۲۲- موش کور Spalax leucodon
 
خانواده‌ موش‌ Muridae
زيرخانواده‌Murinae
۲۱- موش‌ كشتزار دم‌ درازApodemus witherbeyi
۲۲- موش‌ كشتزار سينه‌زرد Apodemus flavicolis
۲۳- رات‌ قهوه‌اي‌ Rattus norvegicus
بر اساس مطالعات ميزون اين‌ رات در فلات‌ ايران‌ وجود نداشته است؛ بلکه فقط‌ در سراسر كناره‌ درياي‌ خزر و بنادر جنوبي‌ بوشهر و گوادر زندگي‌ مي‌کرده است. R.norvegicus در دهه ۱۳۴۰-۱۳۳۰ به‌ صورت‌ دسته‌هاي‌ كوچكي‌ در تهران‌ وجود داشته و به‌ صورت‌ دسته‌هاي‌ كوچكي‌ از كناره‌ درياي‌ خزر از رشت‌ با كاميون‌ و از طريق‌ بندر شاه سابق‌، بندرگز، بهشهر يا ساري‌ با قطار به تهران منتقل‌ شده اند. ‌رات‌ نروژي همچنين با كشتي به ‌بنادر ايران‌ وارد شده و در‌ سواحل جنوبي‌ ايران منتشر شده است‌. عدم‌ دخالت رات‌ نروژي در‌ بيماري‌ طاعون‌ در ايران حائز اهميت‌ به‌ شمار مي‌رود و همه‌ پيش‌ بيني‌ هاي‌ راجع‌ به‌ منشأ آن را در ايران‌ از بين مي برد و مطالعات انستيتو پاستور ايران‌ نيز مبين‌ اين‌ نكته‌ مي باشد‌ (بالتازار و همكاران‌ ،۱۹۴۷ و ۱۹۵۹ ).
 در حال حاضر رات نروژي در شمال ايران تهران، مشهد، تبريز و احتمالاً شيراز و سواحل جنوبي ايران يافت مي شود.

 ۴۳۵۴۳۵۴۳۵۴۳۵.jpg
 
۲۴- ‌ رات‌ سياه‌ Rattus rattus
 ميزون وضعيت‌ رات‌ سياه‌ را تقريباً مشابه رات‌ قهوه‌اي‌ ميداند‌. در ده ۱۳۴۰-۱۳۳۰اين‌ رات‌ در هيچ‌ جاي‌ فلات‌ ايران‌ وجود نداشته است. در حال حاضر اين رات در سرتاسر سواحل جنوبي ايران و شهرهاي جنوبي ايران مانند شيراز و همچنين تهران وجود دارد. بنابراين احتمالاً رات پس از ايجاد راه آهن جنوب به شمال در دهه ۲۰ ۱۳ به شهرهاي مسير راه از جمله تهران وارد شده است.
۲۵- رات‌ تركستاني ‌Rattus pyctoris
۲۶- موش‌ خانگي‌ Mus musculus  
بر خلاف‌ رات، موش‌ خانگي‌ در تمام‌ ايران‌ يافت‌ مي‌شود حتي‌ در دهكده‌هاي‌ بسيار دورافتاده‌. وانگهي‌ توانايي‌ اين‌ موش‌ در تطابق‌ خود با محيط‌ در مدت‌ چند هفته‌، امري‌ كاملاً شناخته‌ شده‌ است .
۲۷- موش‌ استپي‌ يا موش‌ گنبد ساز Mus spicilegus
۲۸- موش‌ مقدونيه‌ Mus macedonicus
۲۹- موش‌خاردار Acomys cahirinus
۳۰- رات‌ بوته‌زارهندي‌Golunda eliotti
۳۱-موش‌ بزرگ‌ Nesokia indica
 
زيرخانواده‌ جربيل‌ها Gerbillinae
۳۸- جربيل‌بلوچي‌ Gergilluse nanus
۳۹- جربيل‌ پا سفيد Gerbillus cheesmani
۴۰- جربيل‌ عربي‌  Gerbillus dasyurus
۴۱- جربيل‌ بين‌النهرين‌Gerbillus mesopotamiae
‌ ۴۲- جربيل‌كرماني‌ Gerbillus aquilus Schlitter
۴۳- جربيل‌هندي‌ Tetra indica
۴۴- جرد ايراني‌Meriones persicus
۴۵- جرد هندي‌ Meriones hurrianae
۴۶- جرد پاسرخ‌Meriones vinogradovi
۴۷- جردتريست‌رام‌Meriones tristrami
۴۸- جرد نيمروزMeriones meridianus 
۴۹- جرد ليبي‌Meriones libycus
۵۰- جرد ناخن‌ زرد Meriones crassus
۵۱- جرد زارودني‌Meriones zarodnyi
۵۲- جرد بزرگ‌ Rhombomys opimus
 
خانواده‌ هامستر دم دراز Calomyscidae
۳۲- هامستر دم‌ دراز Calomyscus bailwardi
۳۳- هامستر دم دراز هزار مسجد Calomyscus mystax
 ۳۵-هامستر دم دراز البرز elborzensis Calomyscus
۳۴-هامستر دم‌ دراز ايراني‌Calomyscus urartensis
۴۵۶۵۴۶۵۴۶۴.jpgخانواده هامستر دم کوتاه Cricetidae
۳۵- هامستر مهاجر Cricetulus migratorius
۳۶- هامستر براندت‌ Mesocricetus brandti
۳۷- هامستر طلايي‌Mesocricetus auratus
زيرخانواده‌ ولهاArvicolinae= Microtinae
۵۳- ول‌ حفار شمالي‌، Ellobius talpinus 
۵۴- ول‌ حفار جنوبي‌ Ellobius fuscocapillus
۵۵- ول‌ حفار كردي‌ Ellobius lutescens
۵۶- ول‌ آبزي‌، ‌ Arvicola amphibius

۵۷- ول‌ علفزار افغاني‌ Blanfordimys afghanus
۵۸- ول‌ علفزارزيرزميني‌Microtus subterraneus
۵۹-ول‌ اجتماعي‌ ‌Microtus socialis
۶۰- ول‌ ايراني‌Microtus irani
۶۱- ول‌ معمولي‌Microtus arvalis
۶۲- ول‌ خراساني‌Microtus transcaspicus
۶۳- ول‌ كرماني‌ Microtus kermanensis
۶۴-ول‌ آذري‌Microtus schelkovinkovi
ول برزگ Microtus majori
ول گنتر Microtus guentheri
۶۵- ول‌ برفي‌Chionomys nivalis
 
اين گونه ها هر يک از ديدگاهي داراي اهمميت اند. تعدادي از آنها از ديدگاه کشاورزي به عنوان آفت گياهان مورد توجه متخصصان دفع آفات گياهي هستند و تعدادي به عنوان موش هاي حاشيه شهري مورد توجه متخصصان بهداشت محيط از دير باز بوده اند و تعدادي نيز از نظر تنوع زيستي و ذخاير ژنتيکي ايران داراي اهميت اند. تشخيص مرز بين جوندگان شهري و وحشي مشکل است.

در حاشيه شهرها تلفيقي از هر دو نوع جونده اعم از موشهاي شهري و وحشي ديده مي شوند. بنابراين يکي از نقاط قوت مبارزه با موش ها اطلاع از تنوع تاکسونوميک گونه هاي موش ايران است. همچنين اطلاعات جامعي که در مورد بيواکولوژي موش ها در سطح منطقه و جهان وجود دارد. ولي نبايد از نظر دور داشت که گونه ها داراي ساختار جمعيتي هستند و هر يک از موش هاي ذکر شده مي توانند داراي سازش هاي موضعي خاصي باشند که با تصور غالب از موش مورد نظر تفاوت دارد. اين نکته يکي از چالش هاي اصلي هر دستگاه اجرايي و يا بخش خصوصي براي مبارزه با موش هاي شهري و حاشيه شهري است.

يکي ديگر از چالش ها و نقاط ضعف در مبارزه با موش ها عدم توجه به صحت شناسايي گونه ها است. امروزه‌ سرمايه‌ گذاري ‌قابل‌ توجهي‌ در اين‌ قسمت‌ از مطالعات کاربردي در سطح جهان صورت مي گيرد و اولويت‌ خاصي‌ به‌ اين‌علم‌ در مطالعات کاربردي داده‌ مي‌شود. چالش ديگر عدم توجه به مسئله زير گونه ها است. توجه به زير گونه هاي هر گونه موش به تکميل اطلاعات محققان کمک مي کند.
چالش ديگر در مطالعات کاربردي اکتفا به حداقل اطلاع از رده‌ بندي‌ جوندگان است. کشور ما داراي تنوع قابل توجهي از نظر جوندگان است و فقط بخشي از آن در مطالعات کاربردي مورد توجه اند. حال آنکه در هر گوشه اي از کشور گونه اي خاص موضوع مبارزه مي باشد و دست اندرکاران مبارزه لازم است با رده بندي موش ها آشنا باشند.
 
جغرافياي طبيعي ايران و محل شهرهاي آسيب پذير نسبت به موش ها
ايران‌ فلات‌ مرتفعي‌ است‌ كه‌ در عرض‌ جغرافيايي‌ متوسط‌ (۲۵ تا ۳۹ درجه ‌عرض‌ جغرافيايي‌) واقع‌ شده‌است‌ كه‌ كوهها در برگرفته‌اند و با امتداد و پيوستگي‌ قابل‌ توجهي‌ درآن‌ دامن‌ گسترده‌اند. جبهه‌ بيروني‌ پيرامون‌ فلات‌ ايران‌ برخلاف‌ داخل كه‌ استيپ هاي‌ خشك‌ هستند، غالباً مرطوب‌ بوده‌ و حتي‌ در نواحي‌ درياي‌ خزر بسيار پرآب‌ مي‌باشند. اين‌ سرزمين‌ پهناور از تأثيرات‌ دريا بسيار دور است‌ و ارتفاع‌ متوسطي‌ از سطح‌ دريا( ۱۰۰۰-۱۵۰۰ متر ) و دو فرو رفتگي‌ را در بر مي‌گيرد: دشت‌ كوير درمركز (ارتفاع‌ ۴۵۰ متر)، و دشت‌ لوت‌ درشرق ( ارتفاع‌ ۳۶۰ متر) كه‌ هر دو در زمرة‌ گرم‌ترين‌ بيابانهاي‌ كره‌ زمين‌ به‌ شمار مي‌روند.

iranmap۳۲۲۴۳۲۴۲.jpg

شكل ۱- نقشه جغرافياي طبيعي ايران
 
فلات‌ ايران (شكل ۱)‌، به‌ جز مناطق‌ كوهستاني‌ ارمنستان‌ و افغانستان‌، در ساير نقاط‌ از هر طرف‌ توسط‌ زمينهاي‌ پست‌ و كم‌ ارتفاع‌ احاطه‌ شده‌ است‌ : مانند بين‌النهرين‌ درغرب‌ ( ارتفاع‌ ۵۰ + متر)، تركمنستان‌ ( ارتفاع‌ كمتر از ۱۰۰متر ) درشمال‌، سيستان‌ (ارتفاع‌ ۴۵۰متر) درشرق و دشت‌ ساحلي‌ اقيانوس‌ هند و خليج‌ فارس‌ در جنوب‌. تنها همين‌ ويژگيي‌ كفايت‌ مي‌كند تا از نظر جغرافياي‌ زيستي‌ به شهرهاي بزرگ مانند تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، رشت، بندر عباس، بوشهر و چاه بهار توجه شود که هر کدام در وضعيت توپوگرافيک و اقليمي خاصي قرار گرفته است. موانع مهمي ‌راههاي‌ نفوذ به داخل‌ ايران‌ را سد مي‌كنند و امکان نفوذ موش ها از خارج کشور به طور طبيعي به داخل کشور محدود است.
 در ناحيه‌ شمال‌، رشته‌ كوههاي‌ البرز از استپ‌ مغان‌ شروع‌ مي‌شود و بدون‌ انقطاع‌ تا مشهد امتداد مي‌يابد. رشته كوههاي‌ ارمنستان‌ و قره‌داغ‌ زنجيره‌ فوق را به‌ سمت‌ شمال‌ غرب‌گسترش‌ مي‌دهد. درغرب‌، رشته‌ كوههاي‌ موازي‌ و بسيار مرتفع‌ كردستان‌ و زاگرس‌، اين‌ فلات‌ را از زمينهاي‌ پست‌ عراق جدا مي‌سازد.
در جنوب‌ نيز رشته‌ كوههاي‌ بلند و پيوستة‌ بختياري‌ و لارستان‌ و مكران‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. و سرانجام‌ در شرِق، موانع‌ بامپوشت‌ و پلنگ‌ كوه‌ قرار گرفته‌اند. البته‌ سيستان‌( زابلستان‌ ) از اين‌ مجموعه‌ رشته كوههاي‌ تقريباً لاينقطع‌ خارج‌ است‌.

به‌ همين‌ ترتيب‌ در داخل‌ كشور نيز موانعي‌ وجود دارد: فلات‌ توسط‌ رشته‌ كوههاي‌ بلندي‌ به‌ بخشهاي‌ كم‌ و بيش‌ دور و نزديك‌ تقسيم‌ مي‌گردد و دو فرو رفتگي‌ بياباني‌ كوير مركزي‌ و كوير لوت‌ از مهمترين‌ موانع‌ داخلي‌ آن‌ است‌. با توجه به مبادي ورودي و خروجي کالا مشخص مي شود که بنادر و سواحل خليج فارس، شهرهاي حاشيه در ياي خزر و ميسرهاي انتقال کالا از بنادر به تهران و يا از تهران به مشهد و ساير شهرها از نظر نقل و انتقال موش ها بسيار آسيب پذير تر مي باشند.مبارزه با موش ها در مناطق گرم و مرطوب بندر عباس و بوشهر با موش هاي تهران و تبريز و يا نهبندان کاملاً متفاوت است (جغرافياي جانوري پستانداران ايران جمشيد درويش ۱۳۸۰).

۴۵۶۵۴۶۵۴۶۵۴۶۴۸۷.jpg 

از بين گونه هاي زير که در فلات ايران يافت مي شوند تعدادي در محيط شهري و حاشيه شهري يافت مي شوند. اين گونه ها عبارت اند از:
۱- رات‌ قهوه‌اي‌ Rattus norvegicus : عموماً در تهران، مشهد، سبزوار، شيراز، تبريز, سواحل درياي خزر و خليج فارس .
۲- رات‌ سياه Rattus rattus  عموماً در تهران، شيراز، سواحل خليج فارس.
۳- موش‌ خانگي‌ Mus musculus    در تمام شهرها و روستاهاي ايران.
۳- موش‌ بزرگ ‌ Nesokia indica در حاشيه شهرها تهران، مشهد، گناباد، سراوان.
۴- جربيل‌هنديTatera indica   ايرانشهر، چاه بهار، زابل، تر بت جام، نهبندان، کرمان.
۵- جرد ايرانMeriones persicus نواحي صخره اي حاشيه شهرها در تمام ايران ديده مي شود. ارجمله کردستان، آذربايجان، شيراز، بيرجند.
۶- جرد ليبي ‌Meriones libycus حاشيه اکثر شهرها: تهران، مشهد، يزد، اصفهان، شيراز، زاهدان، سرخس، گنبد کاووس، بجنورد و بيرجند.
۷- جرد پاسرخ ‌Meriones vinogradovi: حاشيه شهري کردستان , آذربايجان , قزوين.
۸- جردتريست‌رام ‌Meriones tristrami حاشيه شهري تهران، همدان، کردستان، آذربايجان.
۹- جرد بزرگ ‌ Rhombomys opimus حاشيه شهرها، مشهد، اصفهان، يزد، دشت ترکمن، بلوچستان شيراز.
۱۰- هامستر مهاجر Cricetulus migratorius: به جز کويرها و سواحل خليج فارس در همه جا حضور دارد. در حاشيه شهر ها، يا داخل شهر ( مشهد ) ديده مي شود.
 ۱۱- ول‌ آبزي‌،Arvicola amphibious  دماوند، آستارا، قروه، مريوان، تويسرکان.
۱۲- سنجاب‌ زميني‌  Spermophilus fulvus : به صورت داخل شهري ( مشهد) و حاشيه شهري مشهد، زنجان.
مراحل انجام مطالعات ميداني
 
هدف از انجام مطالعات ميداني بدست آوردن اطلاعات مورد نيار در خصوص ميزان وفور موش ها، فون موش ها و تعيين چالش ها و ارائه راهکارهاي لازم براي اجراي يک طرح موفق مبارزه تلفيقي در شرايط مختلف محيطي مي باشد. اين مطالعات مي تواند منجر به انجام هماهنگي هاي درون بخشي و برون بخشي در بين دستگاه هاي اجرايي، اصلاح و شفاف سازي قوانين و مقررات موجود و تعيين استراتژي هاي کوتاه مدت و بلند مدت در امر مبارزه با موش گردد.

مراحل اجراي مطالعات ميداني به شرح زير است:
۱- انتجاب ايستگاه هاي مورد مطالعه در کانون هاي آفت , درج مختصات جغرافيايي و درج داده هاي مربوط به فعاليت موش ها در محل
۲- شناسايي گونه آفات
۳- تهيه تجهيزات فيريکي و سموم مطابق با آفت شناسايي شده
۴- جمع آوري
۵- تحليل آماري
۶- جمع بندي نتايج

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 و ساعت 23:14 |

واژه ای به وسعت زندگی

واژه يوزپلنگ يکي از واژه هاي اصيل ايراني است که از ترکيب دو کله يوز و پلنگ حاصل شده است. يوز بُن مضارع مصدر يوزيدن به معناي " جَستن، جهيدن و طلب کردن" بوده و از اين رو يوزپلنگ، به معناي پلنگي است که به دنبال شکار خود گشته و آنرا با جستن و دنبال کردن مي گيرد. درگذشته اين جانور را پلنگ شکاري مي ناميدند که به سبب شباهت زياد آن به پلنگ و روش شکار منحصربفرد آن بوده است. ايرانيان باستان اين جانور را بيشتر با نام "يوز" مي شناخته اند و کمتر کلمه "يوزپلنگ" را براي آن بکار مي بردند. همچنين به اين جانور به خصوص در زمان تولگي "هَوْبَر" هم گفته مي شده است.

براي اين جانور زييا در زبانهاي مختلف نامهاي گوناگوني بکار رفته است. در زبان عربي يوز را "فهد" مي نامند درحاليکه در افغانستان به آن "تازي پرنگ" (فارسي دري) و "تازي پلنگ" (پشتو) گفته مي شود. در پاکستان نيز در زبان براهوئي به آن "يوز" گفته مي شود. در گويش سواحيلي نيز که در شرق آفريقا رايج است نام "دوما" را براي اين جانور بکار مي برند.يوزپلنگ در زبان انگليسي "چيتا Cheetah" گفته مي شود که ريشه سانسکريتي داشته و از هندوستان بدست آمده است. امروزه در سرتاسر دنيا اين جانور را با نام انگليسي آن مي شناسند.

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت 12:4 |

 

ما محیط زیست را از پیشینیان به ارث نبرده ایم,بلکه از آیندگان به امانت گرفته ایم.
در حفظ و حراست از این امانت کوشا باشیم.

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در دوشنبه 10 فروردین1388 و ساعت 13:55 |
پرندگان از ثروت هاي طبيعي و ملي کشور به شمار مي روند که متاسفانه تعداد آنها به دليل تبديل و تخريب اکوسيستم ها بسيار کاهش يافته است.
شکار بي رويه و کثرت تفنگ هاي بادي و تيراندازي سبب شده است بسياري از پرندگان که در گذشته در ايران وجود داشتند، اکنون بندرت مشاهده شوند. بررسي ها نشان مي دهد بيشترين گونه پرندگان را گونه هاي متکي به تالاب ها تشکيل مي دهند و تخريب تالاب ها تاثير منفي بر تعداد گونه هاي پرندگان داشته است ، به طوري که هم اکنون 18 گونه پرنده ايران در معرض تهديد اعلام شده است و کارشناسان معتقدند نگاه مسوولان به اين بخش از طبيعت بايد با تدوين برنامه هاي حفاظتي ويژه اي تغيير يابد.

براساس دومين گزارش وضعيت محيط زيست ايران ، تعداد گونه هاي پرندگان ايران 517 گونه است که در 19 راسته ، 79 تيره و 22 جنس طبقه بندي شده اند که اين تعداد معادل 5.62 درصد از پرندگان زيستمند خاورميانه است ؛ همچنين با توجه به اين که ايران براي مهاجرت بسياري از گونه ها يکي از مناطق مهم جهان است ، تقريبا 340 گونه يعني 68 درصد از پرندگان ايران را مهاجران تشکيل مي دهند. همچنين بررسي ها نشان مي دهد از 517گونه پرندگان ايران ، حدود 63 گونه يعني معادل 323 گونه در ايران زاد و ولد مي کنند و از اين تعداد 78 گونه تابستان گذر و بسياري از آنها حتي مهاجر عبوري هستند که در زمستان ديده نمي شوند و 59 گونه در برخي قسمت هاي کشور تابستان گذر و در قسمت هاي ديگر زمستان گذر هستند.

پرندگان در معرض تهديد
متاسفانه بسياري از پرندگاني که اوايل 2 دهه پيش ديده مي شدند، اکنون ديگر ديده نمي شوند يا بندرت مشاهده مي شوند. اين ضايعه بويژه در نواحي ساحلي درياي خزر چشمگيرتر و تکان دهنده تر است. پرندگان شکوهمند و پراهميتي مانند عقاب دريايي ، عقاب ماهيگير و پرندگان آبچر گوناگون که زماني به وفور مشاهده مي شدند ظاهرا ديگر وجود ندارند يا به ندرت ديده مي شوند. بايد تاکيد داشت که کثرت تفنگ هاي بادي در شهر و روستا منجر به تيراندازي به هر نوع پرنده و در هر اندازه شده است.
در حالي که مي توان بيشتر خاک ايران را جزو مناطق خشک به شمار آورد، فقط حدود 45 گونه از مجموع پرندگان ايران مختص به چنين اقليمي هستند و بقيه آنها به دليل تنوع زيستگاه هاي مناسب ، همگي در ديگر مناطق کشور زيست مي کند.
با اندک توجهي مي توان به اهميت محيطهايي از قبيل جنگل هاي شمال ، غرب و جنوب يا بوته زارها و تالاب ها در بقاي اين ثروت طبيعي و ملي پي برد.اما متاسفانه بيشتر اين اکوسيستم ها رو به تبديل و تخريب هستند و تقليل بسيار در پرندگان ايران نيز بازتاب همين وضع است.
بررسي ها نشان مي دهد بيشترين گونه ها در ميان پرندگان را پرندگان متکي به تالاب ها تشکيل مي دهند. از نظر اقتصادي نيز در گذشته پرندگان آبزي مهاجر مهمترين گروه پرندگان محسوب مي شدند. 45 سال پيش ، جمعيت پرندگان مهاجر ايران 12 ميليون برآورد شد که در آن زمان شکار اين پرندگان بخش مهمي از اقتصاد مردم استان هاي شرقي را تشکيل مي داد و براساس برآورد همان زمان تعداد پرندگان شکار شده در هر سال بسيار زياد بود.
به طور مسلم ، شکار بي رويه در کاهش اسفبار پرندگان آبچر نقش مهمي داشته ، ولي همتراز با آن و بلکه مهم تر، آلوده کردن و تخريب تالاب هاي ايران است که منجر به کاهش جمعيت پرندگان شده است.
کارشناس مسوول مهره داران دفتر تنوع زيستي و ذخاير ژنتيکي سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره گفت: براساس فهرست اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت پرندگان غاز پيشاني سفيد، کبوتر خاوري ، عقاب دريايي ، عقاب شاهي ، دليجه کوچک ، هوبره ، اردک مرمري ، ميش مرغ ، پليکان پاخاکستري و باکلان گلوسياه در گروه پرندگان آسيب پذير هستند.
حسن محمديان افزود: همچنين پرنده هايي مانند بالابان ، اردک سرسفيد، عروس غاز و کرکس مصري در خطر انقراض قرار دارند و درناي سيبري ، کرکس پشت سفيد و خروس کولي شکم سياه در وضعيت بحراني هستند.


فون پرندگان ايران
مناطق بياباني و نيمه بياباني واقعي بخشي از فون پرندگان ايران است.
اين حوزه از تهران تا دشت بزرگ کوير و کويرهاي لوت تا بلوچستان مرکزي را مي پوشاند. در بيابان هاي واقعي به نسبت پرندگان کمتري ديده مي شود و تراکم آنها نيز بسيار پايين است ، ولي بيشتر آنها که با محيط زيست خشن خو گرفته اند دامنه انتشار وسيعي دارند که مي توان به هوبره يا چکاوک هدهدي اشاره کرد.
اگر چه ايران فاقد گونه آندميک واقعي است ، اما گونه زاغ که به طور گسترده اي در بيابان هاي مرکزي و شرق ايران ديده مي شود معمولا محدود به کشور ايران بوده و غير از ايران ، تنها از حد نهايي مرز غربي پاکستان گزارش شده است.
استپ هاي نيمه خشک کوهپايه هاي حاشيه کوير نيز بخشي ديگر از فون پرندگان است ، به طوري که امروزه سطح وسيعي از اين اراضي براي مقاصدي مانند کشت و زرع ، آبياري بويژه کشت غلات به وسيله انسان تغيير و تبديل شده اند. بخشي از اين مناطق نيز بر اثر چراي بي رويه دام تغيير يافته اند. نتيجه اين دگرگوني و تنوع لکه هاي مختلف زراعي در گستره اراضي طبيعي سبب شده است که اين مناطق امروزه زيستگاه بسياري از پرندگان باشد.
زيستگاه هاي کوه هاي مرتفع نيز بخش ديگري از اکوسيستم هاي پرندگان است که به عنوان مثال کبک دري محدود به کوه هاي مرتفع ترکيه و ايران است و هنوز در قلل مرتفع کوه هاي زاگرس و البرز به طور محدود ديده مي شود.همچنين اگر چه گستره جنگل هاي ايران محدود است ، اما فون پرندگان بسيار غني اي دارد. جنگلهاي شمال آذربايجان و جنوب خزر داراي فون پرندگاني است که از پرندگان درخت زارهاي اروپاي مرکزي به زحمت متمايز مي شوند.
مناطق جلگه اي گرم جنوب ايران نيز از انتشار گونه هاي ويژه اي از پرندگان برخوردار است.
مناطق تالابي نيز در اين خصوص بسيار اهميت دارند تالاب هاي حوزه اروميه در آذربايجان و بويژه درياچه اروميه با آب شور خود محل توليدمثل کلوني هاي بزرگ پرندگان مهاجر آبزي نظير فلامينگو و پليکان سفيد هستند. تالاب ها براي مهاجرت پرندگان آبزي از نظر تداوم مهاجرت آنها بسيار حائز اهميت است و در نيمه زمستان جمعيت اردک ها و غازهاي زمستان گذران به حدود 50هزار مي رسد.
زيستگاه هاي ساحلي خليج فارس و درياي عمان نيز گونه هاي زمستان گذراني مانند پليکان پا خاکستري و بسياري از پرندگان کنارآبچر بويژه صدف خور را در خود جاي داده است.

همچنين جزاير غير مسکوني کوچک زيادي در خليج فارس و تنگه هرمز وجود دارد که محل مطلوبي براي توليد مثل کلوني هاي بزرگي از پرندگان دريايي به شمار مي رود. گونه هايي مانند پرستوي دريايي کاکلي ، پرستويي درياي تيره و باکلان گلوسياه در اين جزاير ديده مي شوند، بسياري از گونه هايي که در مناطق جنوبي ايران توليد مثل مي کنند ساکن همان مناطق هستند. گروه ديگري از گونه هاي پرندگان ايران عمدتا در نواحي مرتفع شمالي يا غرب کشور توليدمثل مي کنند و در برخي گونه ها بويژه پرندگان جوان به طور انفرادي جابه جايي و مهاجرت از مناطق توليدمثل ديده مي شود. اين گونه ها در پاييز از مناطق توليدمثلي به سمت حوزه کوير مرکزي و اراضي پست جنوبي مهاجرت مي کنند. جمعيت بزرگي از مهاجران تابستانه در پاييز به جنوب غربي و در زمستان به شبه جزيره عربستان و آفريقا يا به مناطق نيمه حاره اي هند مهاجرت مي کنند.
امروزه قوانين بين المللي و کنوانسيون هاي زيست محيطي متعددي سعي دارد به اشکال مختلف جلوي تعرض به حريم پرندگان را بگيرد و از بقاي آنها حفاظت کند؛ اما پرندگان از آنجا که گونه اي محدود به مرزهاي يک کشور نيستند بايد با همکاري تمام کشورها در مرزهاي فرابخشي حمايت و حفاظت شوند. شناسايي گونه هاي مهاجر و حفاظت از آنها ازجمله اقداماتي است که در دستور کار مسوولان قرار گرفته است ، اما اجراي آن و عمل به مفاد قوانين و کنوانسيون هاي بين المللي در اين خصوص از هر چيزي بااهميت تر است تا پرندگان وسعت هواي پرواز در هر کشوري را امن احساس کرده ، با اطمينان در آن پرواز کنند.

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در دوشنبه 10 فروردین1388 و ساعت 13:18 |

معرفی ناخوشایندترین موجودات زنده جهان

چاپ
 
نشریه معتبر "پاپیولار ساینس" در گزارشی خواندنی به معرفی "ناخوشایندترین موجودات زنده" جهان پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از ناخوشایندترین موجودات زنده ای که در این فهرست ارائه شده اند، جلبک عجیبی است که در آبهای شیرین زندگی می کنند.

 

جلبک Didymosphenia geminata ساکن آبهای شیرین

این جلبک Didymosphenia geminata نام داشته و ذاتا تمایل دارد تا خود را به وسیله حرکت آرام خیزشی به صفحات زیر آبی بچسباند. لمس این جلبک در آب تداعی کننده دستمالی خیس است.

به عقیده دانشمندان این جلبکها می توانند به عنوان تهدیدی جدی برای اکوسیستمهای دریایی محسوب شوند و این درحالی است که در محیطهای آبی به سرعت شبکه های گسترده ای ایجاد می کنند.

یکی دیگر از این موجودات، مارماهی دهان گرد است که اندامی باریک و متمایل به صورتی دارد و به هنگام به دست گرفتن آن احساسی همچون دست گرفتن لجن تداعی می کند. این موجود عجیب دارای سه قلب بوده و در عین حال آرواره و چشمی در آن دیده نمی شود.

وجود دو جفت زائده ویژه در قسمت سر این موجود "زبان شکل" به آن امکانی را می دهد تا از ماهی های مرده و یا در حال مرگ بستر اقیانوس تغذیه کند.

گونه ای از موش کورها نیز به عنوان یکی دیگر از ناخوشایندترین موجودات زنده جهان در فهرست اخیر نشریه پاپیولار ساینس منتشر شده است.

رنگ بدن این حیوان خاکستری پریده است که در تلفیق با پوستی مملو از چروک و دو دندان برجسته مجموعه ای نه چندان خوشایند ایجاد کرده است.

 

موش کوری که از نداشتن غدد تعریقی و لایه چربی زیر پوستی رنج می برد!

حیوان با استفاده از این جفت دندان به خوبی حفره های مورد نظر را در زمین ایجاد می کند. در این حیوان اثری از غدد تعریفی دیده نمی شود. همچنین لایه چربی نیز در زیر پوست این حیوان وجود ندارد و از این رو در تنظیم دمای بدن با تغییرات محیطی مشکلات زیادی دارد.

این حیوانات برای حفظ گرمای درونی بدن خود راهی جز استراحت در کنار یکدیگر ندارند.

در دهه 70 میلادی محققان گونه ای بسیار حیرت انگیز از قورباغه ها را در استرالیا کشف کردند که بچه خود را در دهان بزرگ می کنند. البته اکنون تصور می شود که حدود یک دهه بعد نسل این قورباغه منقرض شده باشد.

 

جنس ماده این قورباغه با خوردن تخم های خود این شانس را برای شمار بسیار محدودی از تخم ها فراهم می کند تا به دنیا آیند. بچه قورباغه ها پس از به دنیا آمدن از دهان قورباغه مادر خارج می شوند.

قارچهای عجیب Stinkhorn نیز به عنوان یکی دیگر از ناخوشایندترین موجودات زنده جهان معرفی شده است.

به گزارش مهر، این قارچها دارای زائده های صورتی رنگی هستند که در نگاه اول احساس ترس و وحشت را در بیننده تداعی می کنند.

 

قارچ Stinkhorn با بوی مشمئز کننده لاشه مردار

نکته جالب این است، زمانی که برای نخستین بار این نوع قارچ شناسایی شد مردم به دلیل نداشتن آگاهی درباره آن به شدت وحشت کرده بودند.

این قارچ بوی بسیار بدی از خود متصاعد می کند که بی شباهت به بوی لاشه مردار نیست اما همین بو موجب جذب مگس ها شده و بدین ترتیب موجبات پراکنده شدن این قارچ در نقاط مختلف فراهم می شود.

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در پنجشنبه 10 بهمن1387 و ساعت 15:6 |

چشم انداز و عِلم در پارک های ملی آمریکا

 

نوشتۀ: ریچارد وست سلرز

زمانی که اولین پارک های ملی پدید آمدند، علم پیچیدۀ حاکم  بر طبیعت هنوز در ایالات متحده به خوبی شناخته نشده بود. با گذشت سال ها، ادارۀ این سرزمین های پهناور که به همۀ مردم تعلق داشت با تشریفات اداری انجام می شد که با بوم شناسی آنها آشنایی نداشت. دهها سال گذشت تا آن اصول، جای مناسب خود را در ذهنیت نگهبانان ارزشمند ترین منابع کشور باز کردند.

ریچارد وست سلرز یکی از مورخان خدمات پارک های ملی است که باز نشسته شده، او مؤلف محافظت از طبیعت در پارک های ملی: یک تاریخ (انتشارات دانشگاه ییل، 1997) می باشد. او مدیر سابق جامعۀ جورج رایت، یک سازمان بین المللی برای حفاظت از پارک ها است؛ نام این سازمان برای بزرگداشت زیست شناس معروف که بنیانگذار برنامه های علمی منابع طبیعی خدمات پارک های ملی بود، انتخاب شده است.

من در آغاز به عنوان مورخ کار خود را در سال 1977 با خدمات پارک های ملی شروع کردم. من به منزلۀ کارمند تازه ای در این مؤسسۀ محترم، تصور می کردم که زیست شناسان در خدمات پارک ها و مدیریت پارک های معروفی مانند  یلو استون، اورگلیدز، و کوه های گریت اسموکی ، و تاریخ طبیعی شگفت انگیز آنها، از نقش بسیار مهمی برخوردار هستند. یقینا مسائل بوم شناختی از مهمترین مسائل در زمان تصمیم گیری ها است. من چه قدر ساده بودم!

بعد ها، در دهۀ 1990، هنگامی که مشغول نوشتن تاریخ مدیریت بر طبیعت خدمات پارک های ملی بودم، متوجه شدم که زیست شناسان برای ارتقای شیوۀ ادارۀ پارک ها به لحاظ بوم شناختی چه زحماتی را متحمل شده بودند. آن ها دهها سال با افرادی حرفه ای مبارزه کرده بودند که فکر وذکر اولیه شان حفاظت از مناظر پارک ها به عنوان وسیله ای برای جلب گردشگر بود.

این طرز فکر های متفاوت درمورد ادارۀ پارک ها نشان دهندۀ مشکل اصلی پارک های ملی آمریکا است: در پارک ها دقیقا از چه چیزی باید برای نسل های بعد محافظت نمود؟ آیا مناظر طبیعی است – چشم انداز درخشان جنگل ها و چمنزارها، کوه های بلند، گل های وحشی، و حیوانات شگفت انگیز؟ یا چیز های بیشتری هم وجود دارد؟ آیا باید کل سیستم طبیعت پارک ها، نه فقط چشمگیر ترین مناظر و گونه های حیوانی و نباتی آن مانند انواع چمن و سبزه، و قارچ های خاکی را هم محافظت کرد؟

در سال های اخیر ملاحظات دیگری هم در این معادله جای گرفته است: پارک ها به لحاظ بوم شناسی، به طور روزافزونی برای حیات کرۀ زمین ضروری تلقی می شوند – همان طور که جنگل های استوایی آمازون هم اهمیت دارند.

با این حال، زیبایی خیره کنندۀ پارک ها این احساس را القا می کند که تنها مناظری دل انگیز است که موجب ضرورت در حفظ و نگهداری از آنها می شود. البته عامل اولیه در محافظت از پارک ها، همان مسئلۀ زیبایی و مناظر چشم نواز آنها بوده است – یلو استون در سال 1872، و در پی آن سکویا و یوزه میت در سال 1890. علاوه بر موقعیت طبیعی آنها، آن چه بیشتر برای مردم اهمیت داشت عناصر طبیعی بود – جنگل ها و گل های وحشی، بیشتر از موش ها و سمندرها. در اواخر قرن نوزدهم، علوم بوم شناختی آن طور که باید شناخته شده نبود. و با این که مجامع بوم شناختی متعددی در پارک ها فعال بود، اما این ها قبل از هر چیز نگران محافظت از مناظر بودند، یعنی زیبایی "صورت ظاهر" طبیعت.

توجه به مناظر

در سال 1916، کنگرۀ آمریکا خدمات پارک های ملی را برای ایجاد هماهنگی در ادارۀ سیستم پارک های ملی که مرتبا گسترش داشت، به وجود آورد. قوانین مربوطه خواستار حفظ مناظر، پدیده های طبیعی، حیات وحش و فراهم آوردن اسباب تفریح و جلب مردم، اما به نحوی بود که پارک ها را دست نخورده برای نسل های آینده حفظ کند. هدف غایی این قانونگذاری همیشه مبهم بوده است، زیرا در آن ِ واحد، هم خواستار استفاده از پارک ها شده و هم خواستار محافظت از آنها. اما در واقع، دست نخورده ماندن پارک ها بیشتر درمورد مناظر دلالت دارد و نه عناصر بوم شناختی موجود در آنها.

اولین مدیران پارک ها وافرادی که بعدا به جای آنها آمدند، برای فراهم کردن دسترسی مردم به جذابیت مناظر برنامه شان ایجاد هماهنگی میان ساختمان های جدید و مناظر طبیعی موجود بود. آنها دست به کار ایجاد زمین هایی برای اردو، ساخت هتل و ایجاد بزرگراه هایی از میان جنگل شدند. مهندسان و متخصصان محوطه سازی بسیاری از هتل ها موزه ها و سایر ساختمان ها را درست در میان طبیعت بنا کردند، اما با استفاده از تخته سنگ های بزرگ  و سایر مصالحی که از طبیعت الهام گرفته بود، سعی داشتند ساختمان ها را به نحوی جلوه دهند که گویی جزئی از طبیعت هستند. و به همین شکل به ساختن جاده ها و پل هایی که با طبیعت اطراف هماهنگ باشد نیز مبادرت کردند.

ساخت و ساز کنندگان در پارک ها، توجهی به فرایند بوم شناختی در کنار این جلوه های بصری نداشتند.

با این حال، مدیران از انجام یک سلسله اقداماتی که تجاوز به طبیعت محسوب می شد ممانعت کردند، مانند کشیدن راه آهن، ایجاد سد، و مخازن آب. آنها از جنگل ها و حیات وحش، به خصوص پستانداران بزرگ محافظت کردند. به این ترتیب، به غیر از تسهیلات و ساختمان سازی هایی که برای جلب گردشگر بنا شد، کوه ها و دره ها، جنگل ها و چمنزار ها با گونه های گیاهی آنها دست نخورده حفظ گردید.

اما حفاظت از مناظر نیاز اندکی به اطلاعات علمی داشت، به همین خاطر اعمالی که می توانست به محیط زیست طبیعی صدمه بزند نیز صورت گرفت: وارد کردن گونه های غریبه و غیر بومی؛ جلوگیری از آتش سوزی در جنگل برای صدمه ای که لکه های سیاه دود ممکن بود به زیبایی مناظر وارد کند؛ از بین بردن شیر های کوهی و گرگ ها که دیگر پستانداران را شکار می کردند؛ و استفاده ازحشره کش های سمی برای از بین بردن حشرات بومی که به منظرۀ درختان و گیاهان لطمه می زدند.  

"ادارۀ منظرۀ ظاهری" تبدیل به سیاست مقبول شده و به اجرا درآمد – یعنی ادارۀ پارک ها به صورتی که مناظر آنها برای مردمی که به تماشا می آمدند، لذت بخش باشد، و توجهی به عواقب بوم شناختی در این مکان ها نمی شد. به عقیدۀ افرادی که در آن دوره مسئول بودند، مادامی که ساختمان سازی به مناظر طبیعی صدمه ای وارد نمی کرد، پارک ها برای استفادۀ نسل های آینده "دست نخورده" باقی می ماند، و این همان چیزی بود که کنگره تعیین نموده بود.

نگرانی های بوم شناختی

در اواسط دهۀ 1920، زیست شناسان متوجه شدند که تنوع نباتی و حیوانی، بخشی از مجموعۀ بوم شناسی طبیعت است. با این حال، هنوز توجه خدمات پارک های ملی به سیاستگذاری های مبتنی بر پژوهش، آن چنان کم بود که در سال 1929، هنگامی که قرار شد برنامه های خدمات پارک به اجرا درآید، آنها باید برای پیشبرد برنامه های خود از بودجه و سرمایه گذاری های خصوصی یکی از زیست شناسان پارک موسوم به جورج م. رایت استفاده می کردند. خدمات پارک ها به زودی توانست برای برنامه های خود تأمین بودجه نماید، اما با مرگ زود هنگام رایت در پی یک تصادف اتومبیل در سال 1936، اجرای برنامه هایی که این زیست شناس دلسوز پیشنهاد کرده بود، معوق ماند.

تقریبا ً سه دهه سپری شد تا این که زیست شناسان توانستند تلاش های خود را برای اداره و مدیریت پارک ها از سر بگیرند. این بار، اقدامات آنها از خارج از خدمات پارک ها حمایت می شد. در سال 1963، در گزارش آکادمی ملی علوم از خدمات پارک ها به تلخی انتقاد شده و از مدیریت آن خواسته شده بود برای محافظت از سیستم بوم شناسی پارک ها، پژوهش های علمی را آغاز کنند. این آکادمی، پارک ها را به عنوان "سیستم ارتباط دهندۀ گیاهان، جانوران، و زیستگاه آنها" توصیف کرده بود و خواستار برخورد با آن به منزلۀ "بانک های بیولوژیک" شده بود. در این گزارش به روشنی بیان شده بود که ادارۀ پارک ها با دلسوزی برای صرفا ً مناظر ظاهری آنها به هیچ وجه کافی نبود.

در سال 1963، کمیتۀ مخصوص مشورتی به ریاست آ. استارکر لئوپولد، یکی از استادان دانشگاه کالیفرنیا و یکی از برجسته ترین زیست شناسان زمان خودش، بیانیه ای مؤثر دربارۀ مدیریت و ادارۀ پارک ها صادر کرد که بعد از مصوبۀ سال 1916 برای ایجاد خدمات پارک های ملی، یکی از مهمترین اقدامات در این زمینه محسوب می شود. در گزارش لئوپولد بر نیاز به ارتقای مدیریت بوم شناختی  تأکید گذاشته شده و خواستار این بود که هر یک از پارک های ملی باید ارائه دهندۀ گوشه ای از آمریکای اولیه باشد. در این گزارش آمده بود که محیط زیست طبیعی هر یک از پارک ها باید به صورت اولیۀ خود احیا گردد و در صورت لزوم دوباره ایجاد شده و دارای شرایطی باشد مطابق آن زمانی که انسان سفید پوست برای اولین بار پا به آن مناطق گذاشت.

این رویکرد، هشداری بود به تغییرات بوم شناختی که آمریکایی های اروپایی تبار و فن آوری آنها به بار آورده بود. در پارک های طبیعی پهناور، تا جایی که امکان داشت بازسازی های بوم شناختی باید این تغییرات را معکوس می نمود. گزارش لئوپولد مدیریت "صورت ظاهر" را با مدیریت بوم شناختی تلفیق نمود. بازسازی مناظری که نشان دهندۀ زندگی ابتدایی در طبیعت بود و ارزش زیادی به خاطر دست نخوردگی بوم شناسی آن داشت، به زیبایی فیزیکی آن نیز کمک می کرد. کوشش می شد این موضوع تفهیم گردد که هر چند مناظر باشکوه پارک ها از بین نخواهند رفت، اما بدون ایجاد تغییرات لازم در نوع رویکرد، چندگونگی بیولوژیکی آنها دوامی نخواهد داشت.

تأثیر به جاماندنی گزارش لئوپولد تا حدی نیز ناشی از ارائۀ مسائل پیچیدۀ بوم شناختی بود. دیدگاهی که در آن از یک آمریکای اولیه و پارک های آن به عنوان زمین های بکر ارائه شده بود، به طور ظریفی بر احساسات رومانتیک و وطن پرستانه دست می گذاشت و تخیلاتی مربوط به "دنیای جدید" را زنده می کرد. خدمات پارک های ملی صمیمانه به این دیدگاه اعتقاد داشت و می خواست آن را در دسترس مردم هم قرار دهد. این هدف به دلایل فرهنگی نیز احترام آمیز بود – وطن پرستی رومانتیک که همیشه پشتوانۀ مردم در حمایت از پارک ها بوده است، با چشم انداز هایی از کوهستان های مرتفع و فضا های باز که نماد جغرافیایی نسب و پیشینۀ ملی و سرنوشت ملی هستند.

گزارش لئوپولد موجب تقویت تلاش های زیست شناسان خدمات پارک های ملی در تغییر برخی سیاستگذاری های مدیریتی بود. از طریق مطالعات مبتنی بر پژوهش، پارک ها توانستند تأثیر آتش سوزی های طبیعی را به صورت تقریبی بررسی کنند. مدیران پارک ها برنامه های مربوط به حشره زدایی را نیز متوقف کردند و حمایت بیشتری از شکارچیان طبیعت به عمل آوردند. آنها تصمیم به کاهش گونه های غیر بومی و مضر گرفتند و در عین حال، گونه های بومی از میان رفته را احیا کردند.

مدیریت منابع طبیعی پارک ها از طرح های ابتکاری کنگره نیز بهره مند شد، من جمله مصوبۀ ویلدرنس (1964) و مصوبۀ گونه های مواجه با خطر نابودی (1973). این ها و دیگر قوانین، مانند مصوبۀ سیاست ملی محیط زیست (1969)، به مدیریت و ادراۀ پارک ها کمک زیادی نمود و خدمات پارک ها در کار خود بررسی دقیق تری را در پیش گرفت و از جمله اقدامات آن دخالت دادن عموم مردم در طرح ها و برنامه های مربوط به پارک ها بود.

با این حال، نهضت زیست محیطی دهه های 1960 و 1970، شامل گزارش های لئوپولد و آکادمی ملی موفق به ایجاد تغییرات اساسی در اولویت دادن دفتر اجرایی خدمات پارک های ملی به جنبۀ زیبا سازی صورت ظاهر پارک ها، نگردید. فراخوان های مکرر برای توسعۀ برنامه های پژوهشی که جهت ادارۀ بوم شناسی پارک ها جنبۀ حیاتی داشت، از سوی خدمات پارک ها، کنگره و عموم مردم، فرا تر از جامعۀ دوستداران محیط زیست، مورد حمایت قرار نگرفت.

چالش منابع طبیعی

در اواخر قرن بیستم، با بروز خطراتی نظیر گرم شدن آب و هوا، افزایش جمعیت، واز بین رفتن محیط زیست، و کاهش چندگونگی بیولوژیکی، به مفهوم پارک های ملی به منزلۀ آزمایشگاه های بوم شناختی و "منابع ژن"  بیش از پیش اهمیت داده شد. دانشمندان و بخش های بیشتری از مردم، به اهمیت پارک های ملی، به عنوان منابع مواد ژنتیکی و واهه هایی ازخصوصیات طبیعی، و نگهبانانی علیه تغییرات جبران نشدنی یا انقراض گونه های زیستی، برای سلامت بوم شناختی کرۀ زمین،  پی بردند.

در سال 1997، من کتاب حفاظت از طبیعت در پارک های ملی: تاریخچه را که در آن زمان  تحلیلی انتقادی از مدیریت منابع طبیعی خدمات پارک های ملی طی دهها سال بود، منتشر کردم. در پاسخ به این کتاب، خدمات پارک های ملی بلافاصله دست به کار برنامه ریزی طرح ابتکاری منابع طبیعی شد که تحت عنوان چالش منابع طبیعی شناخته می شود. این طرح دراوت سال 1999 اعلام گشت و از سوی هر دو حزب در کنگره مورد حمایت قرار گرفت که این حمایت تا امروز نیز ادامه دارد. این طرح به تدریج تبدیل به بزرگترین بودجه در امر مدیریت حمایت علمی از منابع طبیعی در تاریخ خدمات پارک ها گشت.

این طرح، که اهداف جامعی را دنبال می کند اطلاعات علمی حاصله را جهت هر چه بهتر شدن پارک ها و جامعه، در اختیار متخصصان و عموم مردم قرار می دهد . از جمله برنامه های خاص آن، صورت برداری از گونه های بومی آبزی و خاکزی پارک ها؛ کنترل تغییرات شرایط آنها؛ و حمایت از گونه های درخطر انقراض و تلاش برای جبران آنها با جابجایی گونه های غیر بومی است. این چالش برای کنترل آب ها و هوا نیز درصدد است اقداماتی نماید. تربیت کارمندان پارک ها برای به عهده گرفتن و پیشبرد این اهداف کار دشواری بوده است، و همین طور بهبود امکاناتی برای عموم جهت آشنایی با پارک ها و منابع طبیعی موجود در آنها و حفاظت از آنها.

چالش منابع طبیعی عصر تازه ای را درطرز ادارۀ پارک ها بدعت گذاشت. میان بخش های مدیریت حفظ زیبایی صورت ظاهر و مدیریت علمی  حفظ بوم شناسی پارک ها تفاهم و درک و همکاری جریان دارد که تا این زمان سابقه نداشته است. و همین امر باعث می شود که خدمات پارک ها در موقعیت بهتری برای رویارویی با خطرات تهدید کنندۀ محیط زیست در قرن حاضر قرار بگیرد. و بالا خره این که، توجه به سالم ماندن محیط طبیعی پارک ها از سوی خدمات پارک های ملی، کنگره، و عموم مردم کمک کرده است تا از قانون سال 1916 مبنی بر "دست نخورده ماندن پارک ها برای استفادۀ نسل های آیند"، برداشتی وسیع تر، و علمی تر صورت بگیرد.

 

نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا منعکس کنندۀ دیدگاه یا سیاست های دولت ايالات متحده نیست

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در چهارشنبه 13 آذر1387 و ساعت 20:9 |

زمین را نوازش کنید و از آن برکت بگیرید زیرا او مادر شماست.مادری که با فرزندانش مهربان است

+ نوشته شده توسط Talebzadeh در شنبه 9 شهریور1387 و ساعت 11:4 |